خانه / ادبیات / ادبیات عامیانه

ادبیات عامیانه

قصه عامیانه مرد جوان و پیر مرد خارکن

از میان افسانه ها و قصه های عامیانه هراتی گرد آورنده و پدید آورنده: عادله عدیل عظیمی ویراستار: نوراحمد کریمی یکی بود، یکی نبود. زیر گنبد کبود، پیرمرد خارکنی همراه با خانواده اش زندگی می کرد. او از مال و دارایی دنیا هیچ نداشت. با همین منوال با همسر و …

ادامه مطلب

عبدالواحد هراتی، قصه پرداز شیرین بیان

ادبیات عامیانه تنها در ضرب المثل ها و چهار بیتی ها خلاصه نشده و بیشتر با قصه گویی ها رنگ و بو می  گیرد. قصه گویی در هرات پیشینه ای تاریخی دارد و قصه گویان با تاثیرگذاری بالای مردم ، سبب ماندگاری هرچه بیشتر  بخشی از ادبیات عامیانه این سرزمین گردیده …

ادامه مطلب

افسانه ریزه گل خون  آشام

به کوشش: عادله عدیل عظیمی ویراستار: ( ن.ک ) یکی بود، یکی نبود، در یک جای دور،  پادشاهی بود که تنها یک زن داشت و فرزندی که خداوند از این زندگانی مشترک، به آنها بخشیده بود. پادشاه که دوست داشت، به علاوه فرزند پسر، دختری نیز داشته باشد، تصمیم به …

ادامه مطلب

افسانه « جهان تیغ » و  پری دخت زیبا روی

مقدمه « فولکلور روح یک ملت است»  عادله عدیل عظیمی در میان جوانان و نوجوانان هراتی، یکی از معدود کسانی است که بخاطر ماندگاری ادبیات عامیانه و فولکلور این سرزمین، به جمع آوری و نگارش افسانه های کهن و قدیمی پرداخته است. قصه هایی که خصوصیات برجسته هر یک از …

ادامه مطلب

داستان شگفت انگیز پهلوان محمد مالانی هراتی

    در آن روزگار می گفتند ، چشم روزگار، مردی به نیرومندی و هیبت پهلوان محمد مالانی به خود ندیده است . او پهلوانی بود با قامتی بیش از دو گز که تنه اش قوی و سینه ای فراخ و یال هایی از شانه برآمده داشت . او جهان …

ادامه مطلب

افسانه مغول دختر

( برگرفته از شماره ۹۹ ماهنامه دوربین ) نوت : این افسانه به لهجه محلی و گفتاری مردم هرات به نگارش درآمده است. گویندۀ اصلی شخصی است به نام (نبی گادیوان) که از خوانندگان شوقی و قصه گویان مشهور هرات در دهۀ چهل تا شصت خورشیدی بوده است. چون افسانه …

ادامه مطلب

دلباخته گی جوان مشهدی به ملکه هرات

مهم ترین مسجد تاریخ کشور ایران، به همت گوهر شاد بیگم یک تن از زنان نامدار عصر تیموریان هرات ساخته شده است. مسجد بزرگی که عنوان ماندگارترین، مهم ترین و یکی از زیباترین بناهای تاریخ معماری ایران را به خود اختصاص داده است. گوهرشاد بیگم، ۳۲ ساله بود که هوای …

ادامه مطلب

داستان عاشقانه مریم و حسینا

نوشته: استاد مایل هروی داستان مریم و حسینا، داستانی کاملاً هراتی است و عشق و دلدادگی حسینا به مریم، جای بحث بسیار دارد  و در ادبیات عامیانه این دیار، شعر هایی نیز در وصف حسینا و عشق سوزناک او وجود دارد .  داستان مریم و حسینا در میان مردم این …

ادامه مطلب

داستان دل انگیز سکینه

برگرفته از شماره ( ۱۰۶ ) ماهنامه دوربین / حوت ۱۳۹۷ برای بسیاری از مردم قدیم هرات، نام سکینه آشنا بود. وی یک هنرمند و آواز خوان  پر آوازه در دهه های اخیر سده سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم خورشیدی در هرات است که از هنرمندی، زیبایی، توانایی، رعنایی و  آواز …

ادامه مطلب

حکایت عاشقانه صلصال و شمامه

به قلم: نوراحمد کریمی بر اساس ادبیات عامیانه مردمان مرکز کشور بامیان یکی از شهرهای تاریخی کشور است. این شهر در سده های نخست میلادی از مراکز مهم حکمروایی کوشانیان شمرده می شده است.  پیکره های صلصال و شمامه و هزاران مغاره هم در همین سده ها در زمان امپراتوری …

ادامه مطلب