خانه / نقد و گزارش / آیا هرات وارد بحران شده است ؟!

آیا هرات وارد بحران شده است ؟!

برنامه شهروشهروند (30) - ریاست شاروالی هرات - Herat Municipality ...

به قلم- سید عبدالمنان قتالی

با این مقدمه که قبل از همه برای شاروال کنونی آرزوی ابقاء و توفیق خدمت گذاری بیشتر را دارم، میخواهم وارد بحثی شوم که در این روز ها فضاء مجازی و حقیقی را فرا گرفته و آنهم خبر از تقرر شاروال جدید است که با توجه به اتفاقات چند روز اخیر، این امر به احتمال قوی حتمی مینماید.

‎از آنجایی که مشکلات شهر و شهروندان از دیرباز یکی از دغدغه های ذهنی ام بوده و از سویی دیگر مدتیست در این اداره مصروف وظیفه میباشم و با مشکلات این اداره نیز آشنا شده ام، بر خود لازم دانستم تا مطلبی را با دوستانی که حوصله و دغدغه ای برای بهبود زندگی در شهر دارند، به اشتراک بگذارم.

‎ لازم به یادآوری میدانم که رشته تحصیلی ام مدیریت است و تجربه کاری من نیز برابر به رشته ام بوده است و به احتمال زیاد در سخن های تخنیکی و مهندسی پیرامون این بحث، نقص هایی در گفتارم رو نما خواهد شد. امیدوارم دوستان به کرم خود، قلم عفو گذاشته و کمک نمایند تا رفع نقصان گردد.

‎میخواهم برگردم به اول نوشتار که انتخاب عنوان فوق هر چند یک واقعیت انکار ناپذیر است ولی؛ هنوز به میزانی که قابل پیشگیری نباشد، نرسیده و با اهتمامات لازم قابل حل است ولی اگر این مهم به فراموشی سپرده شود، در سال های آینده نه تنها حل شدنی نیست، بلکه فاجعه ای را به وجود میاورد که جبران مافات آن برای آیندگان ممکن و مقدور نخواهد بود.

شاروالی ها ادارات تصدی میباشند که میبایست بودیجه مورد نیاز سالانه شان را خودشان تامین نمایند.

‎مبرهن است که بر مبانای تصدی بودن، همه ساله در شاروالی هرات برای سال جدید بودیجه سازی میشود، ولی این بودیجه سازی مطابق یک برنامه منسجم، منضبط و بر گرفته از مشکلات حقیقی شهری نیست و مصرف این بودیجه به دلیل نابرابری با مشکلات عینی شهر، در حل معضلات شهری کمک محسوس و قابل ذکری را نمی نماید. گواه آن به ناکامی یاد کردن از دوره های کاری شاروال های اخیر هرات است.

‎اگر از کتمان کاری بگذریم، امروزه هرات در حال فرو رفتن در خندقی از فاضلاب و شلوغی روز افزون است، در صد تراکم جمعیت خیلی بیشتر از میزان استاندارد آن پیش رفته و افزایش بیشتر آن معضلات عدیده صحی، ترانسپورتی، مسکن سازی و ….  را به بار خواهد آورد هر چند هم اکنون هم با این معضلات تا حدود ملموسی درگیر هستیم.

وقتی غنی دست به جیب می شود/ یک پاداش غافلگیرکننده به شاروالی هرات

دلایل بکار بردن واژه بحران:-

١-  نبود سیستم بروز و عدم پایبندی به همین سیستم قدیمی و یا به قولی نیم بند

٢ – نداشتن نقشه توپوگرافی

٣- نداشتن پلان کانالازیسیون

۴-  نداشتن ماستر پلان

۵- نبود قوانین، مقررات و طرزالعمل های جامع در تمام بخش ها

۶- مستهلک شدن همه ماشین آلات و ابزار دست داشته منحیث سرمایه شاروالی

٧- انتخاب ها و انتصاب های بدون قواعد و عزل و نصب های زود هنگام.

٨- مشکل بزرگ سد معبر و بساطی ها.

٩-  دست اندازی مافیای اقتصادی و قدرت در امور یومیه شاروالی.

١٠-عدم مسوولیت پذیری شهروندان منحیث مالکین اصلی شهر.

کوشش میکنم تا با تشریح عوامل بحران و مشکلات راه حل هایی نیز ارائه کنم

‎قبل از هر چیز و مهم ترین مسئله برای این اداره و هر اداره دیگر مشخص شدن جایگاه حقوقی آنهاست، شاروالی هرات هر چند در قانون جایگاه حقوقی آن منحیث مالک شهر مشخص شده ولی در عمل هنوز این مالکیت به آن سپرده نشده، بناء اعاده جایگاه حقوقی این اداره منحیث مالک شهر جدا از هر بحثی اولین اقدام ضروری شمرده میشود.

با تثبیت مالکیت شاروالی بر شهر برای آن که بتوان شهر را از بحران و مشکلات فوق نجات داد.

 اولین گام برای این اداره پلانیزه ساختن امورات یومیه آن است و در ابتدائی ترین پلان ضروری تهیه نقشه توپوگرافی شهر است تا مسیر آب ها در سطح شهر مشخص شود. یعنی هنگامی که شما آب را از یک نقطه شهر رها میکنید، مسیر حرکت آب و میل آن بدست آید تا بر مبنای آن گام بعدی یعنی پلان کانالازیسیون طراحی گردد.

هر چند ‎در این سال ها شاروالی هرات مصروف اعمار کانال های متعدد با مصرف بودیجه های هنگفت است که از نظر بنده این کار خطی است که بر روی آب کشیده می شود و در آینده نه چندان دور، به دلیل عدم سنجش درست مسیر آب و میزان آب یا فاضلاب ( چون نقشه توپوگرافی شهری موجود نیست و پلان کانالازیسیون شهری تا حال ترتیب نشده) اکثر این کانال ها یا باید تخریب گردند و یا به حال خود بدون استفاده رها شوند که در هر دو حالت اعمار کنونی آنها عملیست بیهوده که به جزء از اتلاف وقت و مصرف بودیجه ره آوردی ندارد.

سرپرست شاروالی هرات: اداره شاروالی مصمم به اجرای درست و معیاری ...

در قدم بعدی با تکمیل این دو پلان، پلان سوم یعنی ماستر پلان شهری بدست ترتیب قرار گیرد. ماستر پلان های اخیر شهر هرات هیچ کمکی برای بهبود زندگی در این شهر نمی کند. زیرا در آنها معضلات فوق و معضلات دیگری مثل گسترش شهر و فضاء سبز و غیره یا مد نظر گرفته نشده یا برابر به واقعیت ها و مطابق به نیاز شهر سنجش نشده است.

 ⁃ پلان کانالازیسیون از اهمیت به سزایی برای این شهر بر خوردار است چرا که بنا به علت های متعدد از جمله نبود امنیت، شهر به گونه ی عمودی رشد کرده و تراکم مسکن سازی سبب شده تا با فاصله های خیلی نزدیک، چاهای جذبی حفر گردند که این عمل نه تنها باعث تخریب و آلوده شدن آب های زیر زمینی گردیده بلکه سببی شده که در آینده نه چندان دور از این شهر یک شوره خانه مجدد با سطح وسیع و یک زمینی به شدت آسیب پذیر بسازد.

 ⁃ پلان مسکن سازی و ارائه نقشه ساختمانی و بر خورد با متخلفین ساختمانی نیاز به باز نگری جدی دارد که متاسفانه امروزه به علت نقص در پلان های فوق، نبود طرزالعمل های جامع، ناامنی، فساد و عدم گسترش شهر سبب شده تا مردم اقدام به اعمار ساختمان هایی بزنند که فضاء سبز، نور و پارکینگ در آنها درست سنجیده نشده و این مسکن ها چیزی بیش از زندان های سمنتی تاریک برایم مردم ساکن در آنها نیست.

 ⁃ پلان فضاء سبز و گسترش آن نیز مشکلات عدیده ای دارد و در قدم اول باز هم نقص خود پلان، دوم نبود بودیجه استملاکی برای گسترش آن است.

 ⁃ ‎پلان جمع آوری عواید نیز از خلاء قانون و طرز العمل های جامع متضرر میباشد.

در کنار پلانیزه ساختن امور برای بهبودی وضعیت رسیدگی به این دو معضل دیگر نیز حتمیست.

 ⁃ تنظیف شاروالی عملاً یک بخش مستهلک و از کار افتاده است. مسئولین فعلی این مدیریت و شاروالی هرات با صبوری و تحمل رنج های متعدد وظیفه کنونی را به انجام میرسانند. عموم عراده جات این اداره چندین سال قبل خریداری شده و اکنون ناکار آمد شده اند و تشکیل آن نیز کهنه بوده و میبایست  بازنگری گردد. 

 ⁃ نظم و انضباط شهری؛ نبود شغل، کمبود درآمد، بالا بودن بهای مواد و مشکلات عدیده اقتصادی جز لاینفک زندگی باشنده گان این دیار گشته است؛ و وجود چرخی ها و بساط داران در سطح شهر منحیث یک واقعیت عینی این جامعه، غیر قابل انکار است.

اما نظم دهی بر موقعیت آنها ، وضع رهنمود بر کاسبی آنها و اجرای نظارت مستمر بر فعالیت آنها میتواند به شدت در نظم دهی و جلوگیری از ازدحام شهری موثر باشد.

بساطی ها و سد معبر ایجاد شده نظم شهری را به هم ریخته اکثر دوستان با پیشنهاد ساختن مارکت هایی برای این قشر و جابجا کردن آنها در آن موافق اند ولی عملا این پلان در چند مرحله به علت های متعدد به شکست مواجه شده است

یکی اینکه در بین این قشر اشخاصی جابجا شده که از موقعیت سود میبرند که تعداد آن کم نیست آنها با انتخاب این کسب و کار از پرداخت عوارض متعدد مثل جواز، مالیات، کرایه دوکان و غیره فرار میکنند و منافع حاصله را خالص به کیسه میزنند، جابجایی در درون مارکت ها به نفع این اشخاص نیست.

دوم شهروندان در این زمینه همکاری نمیکنند شخص برای خرید و اینکه متحمل زحمتی نشود حاظر به داخل شدن به مارکت نیست ترجیح میدهد از همان کنار سرک با پارک خلاف قانون واسطه اش و از درون همان واسطه خرید خویش را انجام دهد.

توزیع بایسکل برای شاروالی

این معضل حل آن زمان گیر و نیاز به کار جدی و برخورد جدی دارد باید از بین این ها مستحقین واقعی شناسایی و برای اینها مارکت هایی ایجاد گردد تا مشتغل گردند و کتله دیگر که از این موقعیت استفاده میکنند تشخیص و در صورت عدم توجه با آنها برخورد گردد شهروندان نیز متوجه گردند تا با پروگرام هماهنگ شده و با مقداری زحمت به نظم شهری کمک کنند.

⁃  برای کوتاه سازی دست زورمندان و مافیا از این اداره با اعاده جایگاه حقوقی شاروالی و دادن اختیارات کامل  اجرایی در مطابقت به قانون میشود حاکمیت شاروالی را بر شهر مستحکم نمود و دست مافیا را از این اداره کوتاه کرد.

‎بناءً نظر به این موارد خواهشی از سه قشر دارم:

 • اول حکومت مرکزی

 حکومت مرکزی منحیث بلند ترین مرجع که عموم پلان ها به وسیله مسئولین بلند پایه تائید و یاسخته میشود و در انتخاب شاروال نقش اساسی دارند.

‎طی سالیان متمادی انتخاب های این عزیزان نشان داد که اینان به تجربه و تخصص هیچ علاقه ای ندارند و انتخاب افراد در بست های کلیدی عموما خالی از این دو مشخصه است و مسبب اصلی رفتن شهر به سوی بحران همین دلیل است.

‎تجربه و داشتن علم مرتبط به وظیفه یک اصل است زیرا دنیای پیرامون ما تحت هیچ عنوان این دو مشخصه را ندیده نمی انگارد بلکه به شدت روی این دو بند پا فشاری دارند. اینکه بزرگان صاحب صلاحیت در کشور ما روی کدام تئوری این دو اصل را ندیده میگیرند برای من و هم نسل و فصلانم سوال بزرگ است و تا الحال این تئوری نادرست شان بوده که در عمل ناکامی های جبران ناپذیری را از خود به جای گذاشته است که امیدوارم این بار این دو اصل نادیده گرفته نشود. چه بسا که متاسفانه به اشخاص انتخاب شده صلاحیت ها و محدودیت هایی داده میشود که در موقع عمل کمکی به شخص نمیکند. مثلاً صلاحیت تغییر سیستم.

‎واضح است که شاروالی ها  ادارات جدیدی در ساختار تشکیلاتی دولت  نیستند بلکه این ادارات بر اساس یک سیستم قانونی(هرچند ناجامع) و در مطابقت به نیاز شهری طراحی شده اند.

‎شخص انتخاب شده نه تنها در این اداره بلکه در تمام ادارات میبایست خود را با سیستم تطبیق دهد نه سیستم را مطابق به اهداف خود قابل تغییر بداند.

‎در هر اداره چالش ها و نواقصی موجود است که شخص اول خود را با سیستم وقف داده و بعداً با شناسائی نواقص و مشکلات، برای حل یا ریشه کن کردن آن اقدام میکند.

‎این صلاحیت های کاذب سبب عزل و نصب های غیر قانونی شده و مسیر تنظیم شده و پلان های اندک موجود را نیز از بین میبرد مثال آن در قسمت مصرف بودیجه به تعویق افتاده از آسفالت سرک درب قندهار را میتوان داد.

‎آنچه نشان داده است؛ عدم انطباق شخص با سیستم و بالعکس تغییر مسیر اداره با آمدن مسوول جدید، تا اکنون به نفع اداره و شهر رقم نخورده است و در عین حال یک سری محدودیت هایی را اعمال میکند که نه تنها کمکی نمیکند بلکه موانعی را نیز برای انجام کار سبب میشود، از جمله متاثر بودن بیش از حد از مقامات بالا در موارد مصرف و ترتیب بودیجه، ترتیب تشکیل و متاثر بودن از جواب گوئی به ناظرین متعدد با کتگوری های متعدد که نمیخواهم نام ببرم.

‎جوابگویی به همه این ها هم زمان را تلف نموده و هم اداره را به دلیل داشتن تقاضا ها متضرر ساخته که مثال واضح آن درگیری زمان آقای داود انوری را میتوان برشمرد.

مورد دیگر عدم حمایت کامل، نداشتن باور و فرصت ندادن است.

برنامه حشر عمومی پاک‌کاری به‌گونه وسیع در نواحی پانزده‌گانه هرات ...

از حق نگذریم آقای داود انوری نمونه کامل یک مدیر هستند هر چند انتخاب ایشان بر مبنایی غیر از موارد یاد شده بود ولی میتوانست به نفع شهر هرات تمام شود ولی عدم حمایت قوی و ندادن فرصت زمانی بیشتر این موقعیت را از شهر هرات گرفت.

بست شاروال اصلا بست سیاسی نیست اشخاص سیاسی و فعال در گروه های سیاسی اصلا برای این بست گزینه های مناسب نیستند و این اداره را در گیر میکنند، تضاد ها در سیاست ما بیشتر از همدیگر پذیریست، سیاسون ما از هر حربه ای برای به زانو در آوردن رقیب استفاده میکنند بدون اینکه در نظر بگیرند که متضرر واقعی چه کسی است. انتخاب شاروال سیاسی باعث میشود که شخص شاروال نیمی از توان خویش را برای مبارزه با رقیبان و حمایت تیم خودش بکار ببرد که در نتیجه باز هم اداره و شهر متضرر میشوند.

و در کنار موارد بالا اگر شناخت از اداره و شهر نیز یک گزینه در نظر گرفته شود کار را برای شخص انتخاب شده آسان تر میکند، اشخاصی که تا الحال به شاروالی منحیث شاروال انتخاب شدند به دلیل عدم شناخت اداره و شهر تا مدت زیادی سر در گم بوده اند با چند شاروال اخیر شخص خودم و دیگر همکاران بر سر مصرف بودیجه در اوایل آمدن شان درگیر بودیم ما تاکید بر مهار سیلاب ها و مصرف بودیجه برای تشخیص آب رو ها  داشتیم، ما زمستان های هرات و سیلاب های آن را دیده بودیم از خطرات دو جوی انجیل و جوی نو و کم بودن ظرفیت کانال ها نیز به دلیل چند سال کار و مواجهه با آن ها آگاهی داشتیم ولی آن بزرگان بدلیل عدم شناخت تاکید بر زیبا سازی شهر داشتند و از آنجایی که مادون بودیم حرف مان به جایی نمیرسید.

بناء شناخت از شهر و اداره نیز میتواند به شخص انتخابی کمک بزرگی برساند.

• دوم حکومت محلی:-

متاسفانه حکومت محلی طی سال های گذشته بجای نقش حمایتی و رهنما برای اداره شاروالی نقش رقیب را بازی نموده، و نیمی از درگیری های اداره شاروالی با حکومت محلی رقم خورده که این میتواند به دلایل ذیل باشد

١- نبود قوانین واضح و روشن جهت تعین محدوده صلاحیت ها.

٢- تخطی از قانون و توقعات خلاف آن.

٣- دلایل سیاسی که در بالا اشاره شد و سیاسی شدن بست شاروالی.

با در نظر داشت مواردی که در فوق اشاره شد و با وضع قوانین جامع و تعین محدوده صلاحیت ها میشود این وضعیت را ختم و حکومت محلی را راهنما و یک حامی بالقوه این اداره ساخت.

قشر سوم و دیگری که سخنم متوجه آنان است در این رابطه، شهروندان هرات منحیث مالکین اصلی اداره و شهر است.

 • شهروندان:

آنچه را می بایست منحیث اصل پذیرفت و بدان ایمان داشت مکلفیت من و تو شهروند در امر سازندگی شهر مان میباشد؛ تا بر تمام ناملایمتی های کنونی با دید مسولیت نگریسته و وجیبه ایمانی و انسانی خویش را اداء نماییم.

چنانچه!

در هیچ کجای این کره خاکی، هیچ شهری را نمیتوان سراغ گرفت که آباد گردیده باشد مگر از طریق شهروندان آن.

شهر و شاروالی هرات با چالش های فوق دست و پنجه نرم میکنند پس برای داشتن شهر خوب با مشخصه های اصلی شهری نیاز به صبوریست چرا که اداره شاروالی از نگاه مالی به شدت ضعیف و حل هر یک از موارد بالا با تمویل بودیجه به دست آمده از عواید فعلی، چندین سال را در بر میگیرد و از سویی دیگر؛ مصرف بودیجه به شکل گذشته، بیشتر از پیش بر مشکلات می افزاید.

همه روزه تقاضاء آسفالت جاده، ساخت کانال و آبرو، توقعات تنظیفاتی، سرسبزی و سایر توقعات از سوی شهروندان متوجه این اداره است. هر چند اینان نیاز های درست و معقول و اصلی ترین نیاز بشر امروز است ولی؛ بدون پلان و حل ریشه ای معضلات، دست یازیدن به آن مقدور نیست. از همین رو صبر و حوصله مندی شهروندان در این زمینه ضرورتی است غیر انکار.

با توجه به آنچه بدان اشاره شد، اواین اقدام مسوولین شاروالی میبایست پلان زیر سازی شهری باشد و باید تا رسیدن به آن از هر نوع مصرف بودیجه برای مراحل بعدی بپرهیزند.

تا مشکل کانالیزسیون شهری حل نشده و مسیر آب و مشکل فاضلاب حل نشده آسفالت جاده مصرف بیهوده ای است چرا که با مشخص شدن پلان کانالازیسیون و مشخص شدن مسیر آب برای تطبیق مجبوراً باید آسفالت تخریب گردد. این در حالیست که شاروالی از کمبود بودیجه رنج میبرد.

 ⁃ اما با چند راهکار عملی میشود در کنار عواید و کارهای روتین فعلی این اداره ( البته با پلانیزه ساختن و بهبود آنها)  این روند را سرعت بخشید و عواید شاروالی را افزایش داد:

• اول جذب و سوق منابع بیرونی.

اینکه شاروالی در کنار خود موسسه های همکاری دارد که همه ساله مبالغی را نظر به خواست شاروالی یا خواست مقامات ذی صلاح به مصرف میرسانند.  به گونه مثال در سال جاری پروگرام (شهر برای همه) از سوی موسسه هبیتات برای هر ناحیه تحت نام گذر برتر مبلغ حدودا پنجاه هزار دالر امریکایی را به مصرف میرساند یا بانک جهانی مبلغ هنگفتی را جهت آسفالت جاده ها و غیره به شاروالی هرات اهداء نموده که شاروالی با ترتیب پلان های منسجم میتواند بودیجه این موسسات را به سوی هدف اصلی و تطبیق پلان های ترتیب شده سوق دهد و همچنین با نوشتن پرپوزل هایی بر اساس همین نیاز ها، میتوان کمک هایی را جذب نمود.

 • دوم منابع داخلی:

گاهی باید کوتاه آمد و بعضی معضلات را پذیرفت. امروزه معضل موترهای ویشی معضل بزرگ هرات است. این موتر ها نه تنها که سبب ازدحام شهر شده اند بلکه از علل اصلی  نا امنی ها هستند. از آدم ربایی ها گرفته تا دزدی های مسلحانه متاسفانه با این وسایط صورت میگیرد.

مشکل دیگر این وسایط (البته در صد بزرگ شان) خلاف بودن فرمان آنها نسبت به قوانین ترافیکی کشور ماست که دلیل اصلی تصادفات شمرده میشود. من شخصا معتقدم که نیمی از تصادفات این وسایط به دلیل  نداشتن مشخصه شناسائی یا همان نمبر پلیت واقعیست که به رانندگان آن جرات میدهد تا با سرعت غیر مجاز و بی نظم تر رانندگی کنند.

 برای رفع این معضلات نمیشود که همه این وسایط را متوقف و نابود نمود چرا که سرمایه عظیم ملت را در خود جذب کرده اند ولی با به نظم در آوردن این وسایط میشود که در قسمت امنیت، نظم شهری و کم شدن حادثات ترافیکی کمک کرد و در کنار آن اگر مقامات همکاری کنند از آنجائیکه متاسفانه بخش ها و وزارت های مربوطه نتوانستند وظیفه خود را به درستی انجام دهند و اکنون متضررین اصلی و واقعی شهروندان هرات اند، راهکاری سنجیده شود تا برای این وسایط مجوز صادر و عواید حاصله از آن، به حساب شاروالی هرات واریز شود.

همچنین تا کنون هیچ یک از شرکت های مخابراتی برای شاروالی ها تکسی بابت آنتن های مخابراتی خویش پرداخت نکرده اند که از این رهگذر نیز میشود عوایدی را به عواید شاروالی افزود و این حق این اداره و شهروندان این شهر است.

تکس آبرو ها:

شاروالی هرات همه ساله مبلغی را تحت نام تکس آبرو از تعداد اندک مراکز تجاری و حمام ها دریافت میکند که این مراکز چندین سال پیش توسط هیئتی مشخص شده اند و از آن زمان تا اکنون با وجود افزوده شدن تعداد بیشتری مراکز تجاری بر تعداد تکس دهندگان نظر به نبود طرزالعمل و مشخص نبودن راهکار سنجش، افزوده نشده که با تطبیق عام این پلان بر عواید شاروالی افزوده میشود.

یکجا شدن اداره ترافیک با اداره شاروالی و اعمال مقررات شهری به شکل استندرد و گرفتن تکس های جریمه و تکس پارکینگ های کناره جاده ای، مبالغ هنگفتی را به عواید شاروالی در کنار دیگر عواید مدیریت ترافیک می افزاید.

آنچه بدان اشاره شد، دغدغه های ذهنی و حرف هایی است که در دلم انباشته و آرزوهایی بود که برای شهرم دارم. چون همیشه منحیث مامور دولت به خصوص کارمند شاروالی هرات مورد انتقاد و شکایت عموم (مسوولین و مردم) هستیم و هیچگاه به جز از نهادهای عدلی و قضایی که مورد تفتیش مان قرار دادند،

 هیچ یک از بزرگان حتا یکبار از اینکه با چه مشکلاتی مواجه هستیم و یا چگونه عده ای از ما تباه و قربانی شدند، نپرسید که علت چیست.

و در پایان:

ضمن قدر دانی از ارج گذاری همه عزیزان ارجمند که با خوانش این رساله (دل گفته بر خواسته از حب وطن، اشتیاق خدمت و توسعه و آبادانی دیارم بیش نیست. ) تمایل شان را بر شهر آبایی شان به تجلی گذاشتن، داشته باشم و به علت طولانی شدن بحث پوزش میطلبم و آرزوی آن دارم تا دغدغه های ذهنی من که بی گمان حل آن مسیر بهبود زندگی در شهر را فراهم می آورد، روزی در همین نزدیکی ها رفع و شهر و شهروندان نفسی به راحت در این کهندیار بکشند.

درباره admin

مطلب پیشنهادی

تاجران ملی افغانستان

نگاهی به سرگذشت محمد امین خان به قلم مبین مقدمه وقتی به تاریخ تجارت افغانستان …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.