خانه / تاریخ / تقویم روز / تقویم تاریخ ( ۲۷ سرطان )

تقویم تاریخ ( ۲۷ سرطان )

رویدادهای مهم این روز در تقویم میلادی (۱۸ جولای):

زاد روز سردار محمد داود/۱۲۸۸

محمدداوود در تاریخ ۲۷ سرطان ۱۲۸۸ در شهر کابل زاده شد. پس از پایان لیسه نظامی، در سال ۱۹۳۱ وارد دانشکدهٔ افسران اردو گردید.

در دوران دههٔ ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، وی در پست‌های گوناگونی ایفای وظیفه نموده‌است. در سال‌های ۱۹۵۰–۱۹۴۹ وزیر دفاع و از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳ به عنوان نخست وزیر کشور بود که در این مدت اصلاحات بنیادینی چون نهضت بانوان، اعمار شاهراه و تأسیس تعدادی کارخانه‌های بزرگ را پایه‌گذاری نمود. ظاهر شاه پادشاه افغانستان او را در سال ۱۹۶۳ برکنار کرد.

محمد داودخان زمانی که ظاهر شاه در جریان یک سفر، عازم رُم شده بود،  کودتا کرد و هنوز ظاهر شاه باز نگشته بود که پایان حکومت شاهنشاهی و آغاز حکومت جمهوری را اعلام نمود. پس از این کودتا، ظاهر شاه نه تنها هیچ موضع منفی علیه داماد و پسر کاکای خود اتخاذ نکرد، بلکه وی را مورد تایید نیز قرار داد.

در اواخر سالهای قدرتش از مسکو و چپی‌ها فاصله گرفت و حتی در صدد نابودی ایشان برآمد. این اقدام باعث شد تا حزب دموکراتیک خلق دست به کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ بزند و در همان سال او و هجده تن از اعضای فامیلش را در ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان به قتل رسانیدند.

پیکر داوود خان روز سه شنبه ۲۷ حوت سال ۱۳۸۷ خورشیدی (۱۷ مارس ۲۰۰۹) طی مراسمی رسمی در تپه تاج‌بیک در غرب کابل به خاک سپرده شد.

• سوختن شهر رم، امپراتور به خاطر ارضای خودخواهی پایتخت خود را آتش زد!
سوختن شهر رم۱۸ جولای سال ۶۴ میلادی حریق دامنه داری که از محل «سیرک» آغاز شده بود و شش روز طول کشید شهر رم پایتخت امپراتوری روم را فرا گرفت و تقریبا همه شهر از میان رفت. نرون امپراتور وقت روم از این رویداد دو استفاده برد: یکی عمرانی و دیگری سیاسی. وی ظرف ۴ سال شهر «رم» را با نقشه دلخواهش نوسازی کرد و استفاده سیاسی که برد این بود که حریق را کار پیروان دین تازه مسیحیت اعلام کرد و آنان را شدیدا سرکوب و حتی در آتش سوزاند. نرون سپس شهر را به اسم خود تجدید نام کرد و آن را «شهر نرون» نامید. مورخان بعد از نرون، حریق را کار خود وی ذکر کرده و نوشته‌اند که نرون به خاطر ارضای حس خودخواهی‎اش شهر را آتش زد تا آن را بازسازی و به اسم خود بنامد. بعدا پرونده سوختن شهر در سنای روم مطرح شد و نرون از ترس محاکمه و مجازات، خودکشی کرد.

• وقوع جنگ «آلیا» (۳۹۰ م) 
تیتوس لیویوسجنگ«آلیا» ۱۸ جولای در سال ۳۹۰ پیش از میلاد میان افراد یک طایفه از گل‌ها (گالیایی‌ها ، مردمی که در فرانسه، بلژیک، غرب سویس امروز و غرب رود راین در آلمان می‌زیستند) و رومیان در شمال ایتالیا روی داد و رومیان شکست خوردند و گل‎ها متعاقب این پیروزی شهر رم را تصرف کردند و ویران ساختند به گونه‌ای که بیشتر اسناد و نوشته‌ها از میان رفت. درس‌های گرفته شده از این جنگ بود که روم را بعدا در صدر جهان غرب قرار داد زیرا که پس از جنگ، رومیان نشستند و ضعف‎هایشان را در آن نبرد بررسی کردند و به رفع آن کوشیدند از جمله ایجاد ارتشی مشابه ارتش قدیم یونان با استفاده از تاکتیک فالانکس (خط نبرد ـ ایجاد مانع با سرباز سپر به دست) و کلاه خود و جنگ افزار آهنی به جای برنزی و نیز رده بندی کردن ارتش و تشکیل لژیون. رومیان همچنین تصمیم گرفتند که باروی شهرها را مستحکم و بهتر از گذشته بسازند و …. با اجرای این تصمیمات بود که ابر قدرت شدند و هزار سال این مقام را حفظ کردند.
تیتوس لیویوس (لیوی) نزدیک به چهار قرن پس از تخریب رم، در صدد جمع آوری تاریخ این شهر برآمد شد ولی مشکل او از میان رفتن اسناد در جریان تخریب رم به دست گل‌ها بود. طبق محاسبات لیویوس غارت رم در سال ۳۸۶ پیش از میلاد صورت گرفته بود. لیویوس تاریخ رم را از سال ۷۵۳ پیش از میلاد تا زمان خود تحت عنوان «از تاسیس شهر» نوشت که باقی مانده است. وی زمان‌ها را بر حسب دوره حکومت هر کنسول تعیین می‌کرد که کار را بر تنظیم کنندگان تقویم میلادی آسان کرده است (کنسول‎ها در لغت به معنای کسانی هستند که با هم گام بر می‎دارند. در آن زمان رومی‎ها هر سال دو نفر را انتخاب می کردند تا به اتفاق بر کشور حکومت کنند و افراد ۴۰ ساله به بالا حق دادن رای داشتند. هریک از این دو کنسول حق داشت تصمیم دیگری را وتو و رد کند.

• آغاز جنگ‌‏های بیست و پنج ساله انگلستان و دانمارک (۸۷۱ م)
 آغاز جنگ‌‏های بیست و پنج ساله انگلستان و دانمارکپس از آن‏که تعدادی از مردم و مهاجمان دانمارکی به انگلستان حمله برده و برخی از نواحی آن را به عنوان سکونتگاه خود برگزیدند، در هجدهم ژوئیه ۸۷۱ میلادی جنگ‌‏های بیست و پنج ساله انگلستان و دانمارک آغاز شد. قهرمان اصلی این جنگ، آلفرد کبیر پادشاه جوان انگلیس بود که در ۲۷ فوریه همان سال به سلطنت دست یافته بود. او توانست با مقاومت در برابر مهاجمان، آنان را شکست دهد و وادار به اطاعت نماید. هم‏چنین اقدامات آلفرد به صلح و ثبات انگلستان کمک زیادی نمود. حملات انگلیس و دانمارک طی سالیان بعد ادامه داشت که گاهی انگلیسی‏‌ها و گاهی دانمارکی‏‎ها موفق بودند تا این‏که در نهم ژانویه ۸۹۶میلادی، انگلستان توانست برای همیشه، بر دانمارکی‏‌ها غلبه کند و آنان را شکست دهد.

• سالگشت درگذشت «پترارک» (۱۳۷۴ م) 
پترارک امروز سالگشت درگذشت پترارک (فرانچسکو پترارکا) اندیشمند، نویسنده، مورخ و شاعر ایتالیایی است که با «دانته» از پدران عصر رنسانس بشمار می‌آیند. وی هجدهم جولای سال ۱۳۷۴ (شب، و در نخستین ساعت بامداد ۱۹ جولای) درگذشت. زادروز پترارک ۲۰ جولای بود. پترارک با هدف گسترش معلومات عامه و آموزش عمومی و در نتیجه روشنگری، یادداشت‌های «سیسرو» و کارهای نویسندگان دیگر را جمع آوری و تدوین کرده است. معروفترین تالیف پترارک «آفریقا» عنوان دارد که شرح کارهای ژنرال رومی «سیپیو افریکانوس» است. تعبیر «عصر ظلمت در اروپا» از پترارک است که عنوان اوضاع قرون وسطا در این قاره قرار گرفته است.

• تولد “رابرت هوک” دانشمند انگلیسی و پایه‏‌گذار علم هواشناسی (۱۶۳۵ م)
رابرت هوک در خانواده‎ای روحانی در دهکده فرش واتر در ساحل جنوبی انگلستان و در سال ۱۶۳۵ چشم به جهان گشودو کودکی ضعیف و نحیف بود که دچار سوء تغذیه نیز بود و شب هنگام دچار کابوس‌های وحشتناکی می‌شد. علاوه بر این گرفتار سردرد مزمن و زشتی قیافه بود. چون پدرش درگذشت راه لندن را در پیش گرفت و در آغاز نزد نقاشی به شاگردی پرداخت اما بوی رنگ‌ها بر سردردش می افزود لذا آنجا را ترک کرد و وارد مدرسه وست مینستر گشت در آنجا نشان داد که بچه خارق العاده ای است و در سال ۱۶۵۳ در سن ۱۸ سالگی وارد دانشگاه آکسفورد شد در آن هنگام به حکاکی روی چوب و خواندن آواز اشتغال می‌ورزید از این راه پولی به دست می‌آورد چندی نگذشت که استعداد او در مکانیک برای جامعه علمی آن جا که تامس ویلیس و رابرت بویل از جمله اعضای آن بودند آشکار شد. هوک مدتی دستیار هر یک از آن دو نفر بود هنگامی که قانون بویل طرح ریزی می‌شد هوک دستیار وی بود مشارکت هوک در آن قانون روشن نیست. پس از بازگشت سلطنت چارلز دوم محفل علمی غیررسمی آکسفورد هسته انجمن سلطنتی جدید را تشکیل داد و در سال ۱۶۶۲ هوک متصدی آزمایش‎های آن گردید طی پانزده سال بعد سیل مداومی از عقاید و آزمایش‎های درخشان را جاری ساخت در سال ۱۶۶۲ در کالج گرشم مستقر شد و تا آخر عمر در مشاغل مختلف در آنجا گذرانید هوک در سال ۱۶۶۵ Micrographia (میکروگرافیا) را که یکی از شاهکارهای علمی قرن هفدهم بود منتشر کدر آن اثر علاوه بر بسیاری نکات دیگر شامل نخستین توصیف‎ها و نقشه‌های واحدهایی بود که یاخته (سلول) نامیده می‌شدند اصطلاحی که او به کار برده بود وی در پیدایش نگرشی انقلابی نیز سهیم بود که شیوه برخورد با حرکت دورانی به طور اعم و پویایی شناسی کیهانی را به طور اخص را از نو تدوین و تنظیم کرد هوک در مکاتبه مشهوری با آیزاک نیوتن این عقیده را بیان کرد که نیروی ثقل متناسب با مجذور فاصله کاهش می یابد.
نظریه‌ای که نیوتن را به راه درک رابطه عکس مجذور کشانید و وی را در مسیر کشف جاذبه عمومی قرارداد وی در کتاب Lectiones culterianae)1679) که مجموعه‌ای از شش اثر کوتاه بود قانون هوک را شرح داد که عبارت بود از قانون کشسانی با این بیان که تنش (stress) با کرنش (strain) متناسب است هوک زمین شناس ارزنده‌ای بود که نظریه هایش درباهر منشاء سنگواره‌ها طلیعه ای از نظریات قرن نوزدهم در این مورد بود وی را نخستین طرفدار نظریه سانحه گرایی به شمار آورده‌اند و نیز متخصص ورزیده معماری بود پس از آتش سوزی بزرگ شهر لندن نقشه شهر را طرح کرد که بعدا از روی آن شهر نیویورک را بنا کردند او در این کار مأمور شد که به عنوان زمین سنج با کریسوتوفر رن در تنظیم نقشه بازسازی لندن همکاری کند. او به کارهای شگرف دیگری نیز دست زد و شاید مهمترین خدمت هوک به علم در رشته ساخت و کاربرد ابزارها باشد او به هر ابزار مهمی که در قرن هفدهم ساخته شده بود چیزی افزود تلمبه بادی را در شکل ماندگارش اختراع کرد ساعت سازی و میکروسکپ سازی را جلو برد تار چلیپایی را برای تلسکوپ دریچه دیافراگم و نیز پیچ نتظیمی را که از روی ان وضع مستقر را می‌شد مستقیماً قرائت کرد اختراع نمود. همچنین پاندول ساعت دستگاه سنجش انکسار نور در مایعات، بارومتر (هواسنج و غلظت سنج الکلی) و رطوبت سنج را نیز اختراع کرد بنیان‌گذار هواشناسی علمی نامیده شاه است هواسنجی که او اختراع کرد دارای سوزن متحرکی بود که فشار هوا را از روی آن ثبت می‌کرد. دمای انجماد آب را نقطه صفر بر روی دماسنج پیشنهاد نمود و دستگاهی برای تنظیم دماسنج‌ها طرح‎ریزی کرد ساعت هواسنجی او فشار هوا، میزان بارندگی، رطوبت و سرعت باد را در روی طبلکی چرخان ثبت می‌کرد. تفاوت فلزات و نمک‌ها را نشان داد کتابی در باب خاصیت موئین بویژه صعود مایعات در لوله‌ها نوشت این دانشمند دریافت که حرکت اجسام ریز و کوچک در روی سطح مایعات و بالا رفتن نفت از فتیله و حرکت شیره خام و پرورده گیاهان بر اثر خاصیت لوله های موئین می‌باشد رابرت هوک در سال ۱۷۰۲ در سن شصت و هفت سالگی در لندن در گذشت دو سال پس از مرگ این دانشمند مجموعه رسالاتش انتشار یافت.

• کشف ماهیت کهکشانِ راه شیری توسط “ویلیام هرشِل” ستاره شناس انگلیسی (۱۷۸۲ م)
ویلیام هرشلویلیام هرشل، ستاره‏‌شناس برجسته انگلیسی در ۲۵ نوامبر ۱۷۳۸میلادی به دنیا آمد. پس از آشنایى با نجوم، تحقیقات متعددی در این باره انجام داد تا این‏که تصمیم گرفت برای خودش تلسکوپی بسازد. وی پس از ساخت تلسکوپ موفق شد به رَصد ستارگان بپردازد. او ثابت کرد که کهکشانی که به آن راه شیری می‏‌گویند، مرکب از ستارگانی است که منظومه شمسی هم جزئی بسیار کوچک از آن محسوب می‏‌شود و همه اجرام این منظومه با یک‏دیگر در فضا حرکت می‏‌کنند. هرشل هم‏چنین، سیاره اورانوس را نیز کشف کرد. ویلیام سرانجام در ۲۵ اوت ۱۸۲۲ در ۸۴ سالگی در گذشت.

• زادروز «نلسون ماندلا» مرد محبوب ملت‎ها (۱۹۱۸ م)
 نلسون ماندلاهجدهم جولای (امروز) زادروز نلسون ماندلا، مرد محبوب همه ملت‌ها است که در سال ۱۹۱۸ در روستای کوچک Mvezo در منطقه Transkei آفریقای جنوبی به دنیا آمد و به خاطر هدف و معتقداتش ۲۷ سال از عمر خودرا در زندان بسر بُرد. جهانیان هرگز این اظهارات او، در جلسه بیستم اپریل سال ۱۹۶۴ دادگاهی که محکومش کرد از یاد نمی‌برند که گفت: من بر ضد تبعیض هستم و خواهان وجود جوامع آزاد و دمکراتیک که مردم در این جوامع با داشتن رفاه و امنیت و برخورداری از شادی، آزادی‌ها و فرصت‌های مساوی؛ هماهنگ و صمیمانه با یکدیگر زندگی کنند و برای تحقق این وضعیت، تا پایان عمر مبارزه خواهم کرد و آماده‌ام جانم را در این راه فدا کنم. ماندلا از نوجوانی دارای افکار سوسیالیستی بوده است، ولی هرگز ـ حتی در زمانی که رئیس جمهور بود در صدد تحمیل این ایدئولوژی برنیامده است.
پدر ماندلا دستیار رئیس قبیله بود ولی چون از مهاجران اروپایی که با زور اراضی و منابع سیاهپوستان را تصاحب کرده و برایشان حقی قائل نبودند انتقاد می‌کرد او را به گوشه رانده بودند بگونه‌ای که مجبور شده بود با زن و فرزندان به یک روستای کوچکتر ـ روستای Qunuـ نقل مکان کند. در آن زمان ماندلا کودکی بیش نبود ولی همین ظلم بذر انقلاب کردن را در وجود او کِشت کرد. بعدا رئیس قبیله که از به گوشه رانده شدن پدر ماندلا به دست اروپاییان مهاجر و به خاطر این ظلم آزرده شده بود ماندلای خردسال را به فرزندی پذیرفت. نام ماندلا، Rolihlahla به مفهوم کسی که به درخت آسیب می‌رساند بود که معلم او در مدرسه میسیون اروپاییان آن را به «ویلسون» تغییر داد. در همین مدرسه، ماندلا زبان انگلیسی یادگرفت و به تحصیلات خود ادامه داد. طبق یک رسم قبیله‌ای، پس از پشت سر گذاردن سنین نوجوانی می‌خواستند که به او زن بدهند که قبیله را ترک کرد و به شهر یوهانسبورگ رفت و در اینجا ضمن کار در ساعات روز، به تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق ادامه داد.
ظلم سفیدپوستان مهاجر به اکثریت بومی و بی حق کردن آنان و تبعیض، اورا به سوی ایجاد کنگره ملی آفریقاییان روانه ساخت و در سال ۱۹۴۲ با همفکرانش این کنگره را بوجود آوردند که مورد استقبال بومیان قرارگرفت. ماندلا از آغاز کار ایجاد کنگره تا سال‌ها، بمانند گاندی، نظر به مبارزه مسالمت‌آمیز ازجمله نافرمانی مدنی، کمکاری برای اقلیت سفیدپوست (در حقیقت اربابان املاک و منابع) و کارشکنی داشت که چون به نتیجه نرسید به اندیشه مبارزه مسلحانه افتاد که با ۱۵۰ تن دیگر در ۱۹۵۶ و نیز اوایل دهه ۱۹۶۰ دستگیر، نخست به زندان کوتاه مدت و در سال ۱۹۶۳ به زندان دائم با اعمال شاقه محکوم شد که ۲۷ سال طول کشید و این سال‌ها را عمدتا در جزیره Robben گذرانید. دولت اقلیت سفید پوستان (عمدتا مهاجران هلندی) به تدریج مورد انتقاد جهانی قرارگرفت و تحریم شد و چون اعتنا نکرد بر دامنه این تحریم افزوده شد تا اینکه «کلرکKlerk» رئیس جمهور دولت اقلیت تصمیم به حل مسئله گرفت، در فوریه ۱۹۹۰ ماندلا را آزاد و موافقت کرد که انتخابات آزاد سرنوشت حکومت را روشن سازد که ماندلا در انتخابات پیروز و از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۹ رئیس جمهور فدراسیون آفریقای جنوبی بود. وی پس از بازنشسته کردن خود، از سال ۲۰۰۴ به روستای Qunu بازگشته و پس از ازسرگذرانیدن بیماری سرطان پروستات از سال ۲۰۱۰ فعالیت‌های خودرا به حد اقل کاهش داده ولی دست از مطالعه و گاهی اظهار نظر برنداشته است. وی در سال ۲۰۰۷ سران و بزرگان برخی از کشورها را به تشکیل نشست با خضور خود و بحث درباره مسائل روز بشر دعوت کرد.
ماندلا پس از آزاد شدن از زندان ۲۷ ساله، به تبعیض نژادی در وطن خود پایان داد. وی در طول ریاست بر کشور از هیچکس انتقام نگرفت و کسی به خاطر گذشته‌اش مجازات نشد ـ تنها به عذرخواهی متهمان به تبعیض و ارتکاب جرم به این مناسبت، اکتفا گردید. این ابتکار با عنوان «اعتراف کن، پوزش بخواه و بخشوده شو» وارد تاریخ شده است. ماندلا تنها یک دوره حاضر به ریاست کردن بر کشورش شد. ماندلا پس از نقل مکان به روستایQunu نیز همانند یک رئیس کشور مورد احترام جهانیان بوده است. تا سال ۲۰۱۰ که فعالیت‌های خودرا به حداقل رسانید ملل مختلف برای حل مسائلشان از او دعوت می‌کردند که داور شود. تا آن سال مردم از گوشه و کنار جهان برایش نامه می‌فرستادند و درد دل می‌کردند و او این نامه‌ها را با یادداشت خود برای دولت‌های مربوط ارسال می‌داشت. در هشتاد و پنجمین زادروز او شخصیت‌های بزرگی از سراسر جهان از جمله کلینتون رئیس جمهوری پیشین آمریکا شرکت کرده بودند و از آنجا که ماندلا دارای مقام نیست، هزینه سفر به جمهوری آفریقای جنوبی را از جیب خود پرداخت کرده بودند و به همین گونه در سال ۲۰۱۲ در مراسم ۹۴ ساله شدن او.

• سالروز انتشار کتاب «نبرد من» (۱۹۲۵ م) 
 آدولف هیتلر ۱۸ جولای ۱۹۲۵ آدولف هیتلر کتاب خود تحت عنوان Mein Kampf ماین کامپف (نبرد من = مبارزه و تلاش من = جهد و کوشش من) را که حاوی ایدئولوژی و نظرات سیاسی و هدف‌های درازمدت وی بود و آنها را به صورت نتیجه گیری از تجربه (سرگذشت) خود نوشته بود به توزیع داد که به زبان‌های مختلف ترجمه شده و هنوز مخاطب دارد. هیتلر در زندان لاندسبرگ بود که کار نوشتن این کتاب را آغاز کرد. وی نخست مندرجات این کتاب را به «امیل موریس» و سپس ردولف هِس دیکته می‌کرد. نوشتن این کتاب در داخل و خارج از زندان، چهار سال و شش ماه طول کشیده بود. هیتلر در این کتاب دشمنی خود را نسبت به یهودیان منعکس ساخته و نوشته است که یهودیان از ده‌ها سال پیش در حال توطئه کردن و دسیسه‌اند تا کلیدهای رهبری بر جهان را به دست آورند. به باور هیتلر که در کتاب او مندرج است، یهودیان با همین هدف «کمونیسم» را ساختند و در روسیه پیاده کرده و در نقاط دیگر جهان بسط دادند که فرضیه‌ای غیر عملی است، و با هدف تخریب سوسیالیسم اصیل (که مورد نیاز و قبول بشر است) به وجود آورده شده است. سوسیالیسم ماهیت ملی دارد زیرا فرهنگ ملل متفاوت و روانشناسی، نحوه پرورش و روش زندگانی ملل با هم فرق دارد و درنتیجه درک و خواست آنان. لذا سوسیالیسم انترناسیونال عملی نیست و شکست خواهد خورد.
هیتلر نوشته است که یهودیان با همین هدف (جهانی شدن)، زبان اسپرانتو را اختراع کردند، عنوان بین‌المللی بر آن نهادند و …. هیتلر سپس نتیجه‌گیری کرده است که به این دلایل و به خاطر حفظ جهان از دسیسه‌های یهودیان است که با جودیسم و کمونیسم مبارزه خواهد کرد. هیتلر در کتاب «تلاش من» از سوسیالیسم ملی ـ سوسیالیسم در خور فهم و خواست مردم که جامعه مفت خور، بیکاره و متقلب به وجود نیاورد و قوه ابتکار مردم را تقویت کند ـ تمجید کرده و نوشته است که به ترویج و اجرای این ایده خواهد پرداخت. هیتلر دمکراسی را به صورتی که در اروپای غربی مشاهده می‌شد، و حکومت های پارلمانی بزعم او مرکب از افراد زبانباز و سیاست‌باز را یک بیماری جهانی خوانده و گفته است که «منتخبین» باید داوطلبان خدمت باشند نه عاشقان قدرت و شهرت. به زعم هیتلر، دمکراسی واقعی و «حکومت برای خدمت» باید از نو تعریف شود. وی معاهده ورسای را یک توطئه و اجحاف قدرت‌های فاتح برضد ملل مغلوب و تضعیف شده قلمداد کرده و نوشته است که سلطه گران هدفی جز کوچک و ضعیف کردن کشورها (با تجزیه آنها) ندارند تا آسان‌تر بتوانند حکم برانند. قدرت های اروپایی نمی‌خواهند که آلمانی‌ها را متحد و نیرومند ببینندم.
هیتلر در کتاب خود خواهان قرار گرفتن همه سرزمین‌های آلمانی نشین (حتی آنها که بر حسب مندرجات کتب تاریخ، در قدیم آریایی نشین بودند) در زیر یک پرچم شده است تا منشأ پیشرفت قرار گیرند. وی در تالیف خود در عین حال با توجه به عقیده «نیچه» در کتاب «چنین گفت زرتشت» خواهان عنایت جوامع به سوپرمن‌های خود شده، اهمیت نوابغ و اِلیت‌ها را بیان داشته و اشاره کرده است که قوم آرین می‌تواند بیش از اقوام دیگر «سوپرمن» به دست دهد و سوپرمن فردی را گویند که برای سعادت دیگران فداکاری کند، به دیگران بیاندیشد و …. هیتلر در همین کتاب نوشته است که روسیه منابع و اراضی بیش از نیاز نفوس خود دارد و ما آلمانی‌ها که پُرکارتر هستیم، کمتر و منطقی است که برویم و از منابع روسیه که بلااستفاده مانده استفاده کنیم. مورخان نوشته‌اند که چرا مفهوم این قسمت از کتاب هیتلر را به اطلاع سران کرملین نرسانیدند تا بدانند که روزی ـ روزگاری مورد تعرض آلمان قرار خواهند گرفت و تا دیر نشده چاره جویی کنند. این مورخان، پیمان عدم تعرض آلمان و روسیه در آستانه جنگ جهانی دوم را هم نوعی نیرنگ هیتلر خوانده اند.

• تصویب قانون استقلال هند در پارلمان انگلستان (۱۹۴۷ م)
تصویب قانون استقلال هند در پارلمان انگلستاننهضت استقلال‏‌طلبی در شبه قاره هند که در سال‎‏های دهه ۱۹۳۰ اوج گرفت و طی سال‏‌های جنگ دوم جهانی قدرت بیشتری یافت، انگلیسی‎‏ها را وادار کرد که بلافاصله پس از پایان جنگ، آمادگی خود را جهت اعطای استقلال به این کشور اعلام نمایند. ولی درعین حال با ایجاد اختلاف بین رهبران هندو و مسلمان از تحقق یافتن این امر جلوگیری می‏کردند. این اختلافات سرانجام با توافق درباره تقسیم هندوستان به دو کشور هند و پاکستان حل شد و قانون استقلال هند که منجر به تشکیل دو حکومت جداگانه در هندوستان شد در روز هجدهم ژوئیه ۱۹۴۷میلادی از تصویب پارلمان انگلستان گذشت. به موجب این قانون، دو حکومت جدید که دومینیون یا قلمرو حکومتی خوانده می‌‏شدند در عین خودمختاری، همچنان تحت سرپرستی انگلستان باقی می‏‌ماندند و کمیسرعالی انگلیس به نمایندگی پادشاه انگلستان بر امور این کشورها نظارت می‌‏کرد. قانون استقلال هند، هم‏چنین مهاراجه‏‌ها و شاهزادگان بی‏شمار هندی را نیز که هر یک دارای یک قلمرو حکومتی یا امیرنشین بودند در انتخاب خودمختاری یا پیوستن به یکی از دو کشور هند و پاکستان مخیّر می‏‌نمود. قانون استقلال هند در عمل، مشکلات زیادی به وجود آورد زیرا مسلمانان هندوستان در سراسر شبه قاره هند پراکنده بودند و بین اقلیت هندو و اکثریت مسلمان در قلمرو حکومت پاکستان برخوردهای خونین روی داد و یک جوّ خصومت و اختلاف بین دو کشور به وجود آورد. در نهایت، در ۱۵ اوت ۱۹۴۷، تقسیم شبه قاره هند به دو کشور هند و پاکستان اعلام شد و دوران استعمار دویست ساله انگلستان بر شبه قاره هند، پایان پذیرفت.

• قتل “زهیر محسن” مبارز فلسطینی توسط عوامل مشترک مصر و اسرائیل (۱۹۷۹ م)
زهیر محسنزُهَیر محسن مبارز فلسطینی در سال ۱۹۳۶ میلادی در کرانه باختری رود اردن به دنیا آمد. وی از ۱۷ سالگی عضو حزب بعث سوریه شد و به مبارزه علیه اشغال‏گران صهیونیستی پرداخت. هنگامی که مقر سازمان آزادی‏‌بخش فلسطین در اردن قرار داشت، وی به دلیل فعالیت‏‌های ضدصهیونیستی چندین بار زندانی شد و دولت اردن سرانجام زهیر محسن را در سال ۱۹۵۷میلادی به دلیل نقشه‏‌هایى که برای مبارزه مسلحانه علیه اسرائیل از داخل خاک اردن تدارک می‌‏دید اخراج کرد. وی از آن پس به مدت ۱۰ سال در سوریه به سر برد و در سال ۱۹۶۷ به دنبال جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، جنبش چریکی الصّاعِقه را با حمایت مالی سوریه به وجود آورد. او این جنبش را تحت پوشش سازمان آزادی بخش فلسطین قرار داد و خود رهبری آن را به دست گرفت. زهیر محسن در سال ۱۹۷۳میلادی افراد تحت فرمان خود را در پوشش ارتش سوریه به جنگ علیه رژیم اسرائیل فرستاد. او یکی از مخالفان سرسخت پیمان کمپ دیوید بود و در چندین نطقِ خود، آشکارا، انور سادات، حاکم مصر را به مرگ توسط نیروهای الصاعقه تهدید کرد. زهیر محسن سرانجام در شانزدهم ژوئیه ۱۹۷۹ در خانه خود در شهرِ کان در جنوب فرانسه توسط عوامل مشترک مصر و اسرائیل ترور شد و دو روز بعد در چهل و سه سالگی درگذشت. مقامات فلسطینی، پس از این قتل، طرفداران پیمان کمپ دیوید را بانی ترور زهیر محسن معرفی کردند.

درباره admin

مطلب پیشنهادی

به یاد استاد رحیم خشنواز

پس از حصول استقلال افغانستان رباب به عنوان شناسنامه فرهنگی این کشور مطرح گردید. سازی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.